هر کسئ حا بحونه اول باید فونتئا لری نه ده ایچه دانلود ؤ جاگیر بکه، دماش هم ری ادامه مطلب کلیک بکئد.
ادامه مطلب
به نظر می رسد با توجه به زندگی دامداری و کوچ نشینی کاسیان، که در آن طبیعت نقش مهم و محوری داشته است، تقدس برخی از حیوانات، گیاهان و دیگر عناصر طبیعی در بین اقوام کاسی وجود داشته است. شاید یکی از این حیوانات اسب باشد که تصاویرش در انواع گوناگون در بسیاری از آثار و ادوات مفرغین کاسیان نمودار است.

کاسیان در زمانی که حکومت بابل را در اختیار داشتند برای علامت گذاری سرحدات سرزمینی شان از ستونهای کوتاه سنگی به نام «کودورو Kuduru » استفاده می کردند. در این کودوروها تصاویر عقرب، مار، گاونر و گاو بالدار دیده می شود که شاید به نوعی نقش محافظت از مرزها را ایفا می کرده اند.
همچنین در مجموعه ی تخت جمشید نقوشی اساطیری از حیواناتی مانند شیر ، گاو و ... به وفور مشاهده می شود که به نوعی حافظ تاج و تخت شاهان هخامنشی بوده اند.
در دوره های بعد نقش کرکس نیز در بین آثار کاسیان دیده می شود. جالبترین نمونه ی آن یک مهر استوانه ای از قرن سیزدهم قبل از میلاد است که هم اکنون در موزه ی آرمیتاژ شهر لنینگراد نگهداری می شود. در آن تصویر دو پرنده ی گوشتخوار با طعمه شان به همراه تصویر یک مگس نشان داده می شود. همچنین تصویر پرنده ای گوشتخوار در استوانه ی شیشه ای عیلام (مربوط به قرن 13 ق-م) نقشی شناخته شده است.
هم اکنون طایفه ای در لرستان به «دالوند» نامور است و همچنین طوایف دیگری چون «بازوند» و «بازگیر». که «باز» و «دال = کرکس»می تواند یادآور همان پرنده ی مقدس باشد.
همچنین در اطراف مجسمه ی ایزد «سروش» نیز شکل خروس دیده می شود که می تواند نمادی از ثناگویی و عبادت بر گرد این ایزد باشد؛ همچنان که تا گذشته ای نه چندان دور این حیوان با صدایش مؤمنان را برای نماز و عبادت از خواب بیدار می نموده است. امروزه خروس دربین برخی از طوایف «یارسان» نیز دارای تقدس است. جالب آن که برخی از این طوایف در اطراف منطقه ی«سرخ دم» کوهدشت زندگی می کنند که اشیاء نامبرده در این منطقه کشف شده است.
به جز طوایف مذکور طوایف دیگری نیز وجود دارد که به نوعی بخشی از نام آنان از اسامی حیوانات گرفته شده است. که می تواند از طرفی یادآور بافت زندگی ساده ی عشایری ، و از طرف دیگر بازمانده ی اعتقادات ماورائی کاسیان هنرپرور باشد.
همچنین نقش برخی از این حیوانات نیز تا چندی قبل بر روی سنگ گورها حک می شده است. شایان ذکر است که نام برخی گیاهان نیز مانند: حل، زنجفیل، دارچین، میخک و ... در بین طوایف لرستان دیده می شود.
با استفاده از:
- رضایی عبدالعظیم، تاریخ ادیان جهان،تهران، انتشارات علمی،1358
- سهرابی محمد، لرستان و قوم کاسیت، خرم آباد، افلاک، 1376
قدیمو گُتنه «گرگ که پیر موه مُفته و کرژنگ حرده» ایسه یه حکایت ائمانه.
ائما ده یه لا ده جائا تر گرفتارئم، ده یه لا هم ناؤنم چئ بنیسئم دی وبلاگ. دوش ائواره اس ام اس سیمو اُما، مه هم دیم بئت لری قشنگیه گتم بنمش ده وبلاگ عئوئ ناره. حالا بئت بنش (شاعر) کیه مه ناؤنم. اَر کسئ دونس وه ائما هم بؤه ثواؤ داره.
دلم شؤ وا غَمِت غاپوره مئ که مئ شینه گوشه هه هوره مئ که
غم عشقت چنو تَش وَن دِه جُونم که اَسِر گِرگِر مِنِه پاشوره مئ که

