شرح حديث مادراني كه تنها ميتوانند پروانه شوند
علی صارمیان / لور:
خودسوزی 5 زن باردار در لرستان /
ما به عقول نمايندگان محترم واقفيم؛ ما مخلص همهتان هستيم با هر گرايش سياسي كه داريد. اگر فقط بتوانيد با كم كردن فقر و بيكاري و بازكردن فضاي فرهنگي چند هزار ساله لرستان، براي هميشه خبرهاي تلخ را از لرستان بگيريد. منتها تجربه پدر علم است، تجربه نشان داده كه با اين وحدت مثالزدنيتان براي لرستان! احتمالا آبي گرم نميشود.. ما بايد در احساسي مشترك با هم شريك شويم. مثلا احساس اينكه مسئله لرستان از تئاتري در تهران مهمتر است و ما بايد كاري بكنيم. اما تا متحد نشويم بعيد ميدانم كه بدانيم كه آن كار چيست...
راستش را بخواهيد من خيلي سعي كردم كه اين خبر را ناديده بگيرم. خيلي سعي كردم به خودم بگويم كه مملكت اين همه كار و خبر مهم دارد، حالا اين هم كنارش. خيلي سعي كردم كه دستهايم را در جيب پالتويم بكنم و سوت زنان از كنار در بهارستان بگذرم و خيال كنم كه نمايندگان مجلسي كه اين خبر را مي شنوند، الان آتش از سرشان بالاس. اما ديدم كه هيچ خبري نيست.
ما داريم عادت میکنيم به اين خبرها و ترسم اين است كه حساسيتمان را از دست بدهيم. مثل مني قبلا محتاطتر بودم. وقتي كه داريوش مهرجويي بماني را ساخت، ترسيم چهره زنان غرب كشور به شكل خودسوزي را بيانصافي ميديدم، ميگفتم دارد تصوير ما را خراب ميكند. اما كار از اين حرفها گذشته است. قرار نيست با سكوت ما اين تلخيها كم شود
.سكوت ما ناشي از چيزهاي مختلفي است. ما اگر حرف بزنيم چيزي را از دست ميدهيم. راهحلهاي ما معمولا غيرمعمول و نشدني هستند. مهم هم نيست چپ باشيم يا راست يا ميانه ما به بازي وارد شدهايم. خيلي هم حرفهاي شدهايم
در لرستان افرادی فرازمانی و فرانسلی به آفرینش مدینهی فاضله فکر میکردند. آرمانشهری که نوعگرایی و برابری و برادری، ارکان روابط اجتماعی آن باشد. دکتر «هوشنگ اعظمی» نیز با تبلیغ عملی به انسانیتی بزرگ میاندیشید و در عمل و حرفه بدان عمل مینمود. داستان انسانساز ما از اینجا با عمل نوعگرایانهی پزشک بزرگِ ما شروع میشود
مهر:
شؤ گریتم شل و شکت / ده محال خوم غریوم ... سرمه یخ کرده تژگا / ورئ تا تژگام بلیز با / وا باد دامون بازی ... دردیام سخت و سنگینن / آز رته نئ ده پایام .... ده بُن انویا مردم نشسه روسمئ دل تنگ / ورئ تا رخش دربیایه ده کمین نابراری