آقای بزرگواری لرها را رها کنید  از دوران نمایندگی‌تان استفاده کنید

مدت‌هاست بخش اعظم  انرژی فعالان و قلم بدستان لر به جای اینکه صرف تحقیق و پژوهش و ... شود صرف پاسخ دادن به اهانات مختلف به قوم لر می‌گردد؛ اهاناتی که اغلب از کانال‌هایی چون رسانه‌ی ملی، مطبوعات سراسری و ... منتشر می‌شوند. در چنین مواردی فعالان مطبوعاتی لر می‌کوشیدند که اعتراضات‌شان از لسان نمایندگان و از تریبون مجلس منتشر گردد که البته جز مواردی انگشت‌شمار توفیقی نمی‌یافتند؛ اما اینکه نماینده‌ی یکی از مناطق لرنشین از تریبون مجلس –آنهم در روزی که تمام چشم‌ها به تلویزیون دوخته شده است- لفظی موهن را علیه قومیت لر به کار ببرد، گناهی نابخشودنی است. البته جواب آن نماینده در همان جلسه توسط دیگر نمایندگان داده شد. باید گفت سید بزرگوار شما آنجائید که حقوق بخشی از مردم لر را احقاق کنید اگر این توانایی را ندارید حداقل به میلیون‌ها نفر از مردم لر نیز توهین ننمائید. سیدجان شما نیز مثل برخی از نمایندگان لرستان متوسط و کوچک (!) از چهار سال نمایندگی‌تان استفاده کنید و حاشیه برای خودتان درست نکنید! به قول باباطاهر هم‌تبارمان:

تـو که نوشم نئی نیشم چرائی / تـــو که یارم نئی پیشم چرائی

 تــو که مـــرهم نئی زخـم دلم را / نمک پاش دل ریشــــم چرائی

ادامه نوشته

شیرکو بی کس شاعر نامی کرد درگذشت

"شیرکو بی‌کس" شاعر نامی کُرد پس از مدت‌ها جدال با بیماری در روز یکشنبه (۱۳ مرداد) در بیمارستانی در سوئد از دنیا رفت. شیرکو بی‌کس زاده سال ۱۹۴۰ در سلیمانیه عراق بود او به دلیل مشکلات سیاسی پنج سال در سوئد زندگی کرد و پس از آن به عراق بازگشت.

 آشنایی با شیرکو بی‌کس به سال‌های آغاز فعالیت حقیر در عرصه وبلاگ‌نویسی و لرشناسی بازمی‌گردد آن هنگام که تعدادی از اشعار بازسرایی شده ایشان بدستم رسید. لکن علاقه من به شیرکو بی‌کس به خاطر حس هویت‌خواهانه‌، تبار زاگرسی‌ و عناصر طبیعی چون کوهستان، چشمه و ... در اشعارش است.

اشعاری که شیرکو بی‌کس را در رده شاعران پرآوازه جهان چون پابلو نرودا، محمود درویش، لورکا و ... قرار می‌دهد.

شیرکو در شعر «بوسه‌های شیرین» مرگ خویش را با تولد چند شعر زیبا چنین پیش‌گویی کرده‌ بود:

 

"بوسه‌های شیرین"

 کبک که می‌میرد

آوازهایی از خود

برای کوه بر جای می‌گذارد

زنبور که می‌میرد

بوسه‌هایی شیرین از خود

برای باغ بر جای می‌گذارد

طاووس که می‌میرد

چند پر رنگین از خود

برای گلدان بر جای می‌گذارد

آهو که می‌میرد

مشک از خود بر جای می‌گذارد

من که بمیرم

چند شعر تازه و زیبا از خود

برای کردستان بر جای می‌گذارم