ای کاش لرستان دانشگاه موسیقی داشت
مهدی ویسکرمی؛
از مواردی که میتواند به بالندگی موسیقی لرستان کمک نماید، احداث دانشکدهی موسیقی در لرستان است. موردی که بارها نوید آن توسط مسئولان داده شده ولی متاسفانه اقدامی عملی جهت اجرایی کردن آن به چشم نخورده است. شایان ذکر است که احداث دانشگاه هنر در لرستان یکی دیگر از مصوبات روی زمین مانده سفر هیئت دولت به لرستان است که امیدواریم با پیگیری نمایندگان استان و دیگر مسئولان رنگ واقعیت به خود گیرد.
آلبوم «هچایه» با خوانندگی «ایرج رحمانپور» وارد بازار شد
آخرين آلبوم موسیقی لري، تحت عنوان «هچایه» با خوانندگی استاد «ایرج رحمانپور» به تازگی و از ابتداي امسال وارد بازار موسیقی شده است. اين آلبوم با آهنگسازی و تنظيم «امین عباسیان» و بر اساس مقامهای اصيل موسیقی لرستان تهیه شده است. آلبوم «هچایه» شامل قطعاتی چون، رارا، یاد چوپی، هناسه، عطر عطاران، شنیار، گلزار رنگرنگ، آرش (دارجنگه) است.

ایرج رحمانپور متولد ۱۳۳۵ خرمآباد است، وي در دههي ۵۰ وارد عرصه موسیقی لري شده است. اشعار و ملوديهاي رحمانپور فراتر از مرزهاي لرستان كنوني در پهنهي زاگرس و مناطق لرنشين داراي محبوبيتي خاص ميباشند.
از مهمترین آثار ایرج رحمانپور میتوان به «جرس» با سرنای زنده یاد شاهمیرزا مرادی،«آیینه اشک» با تنظیم فرج علیپور، «بهارباد» با آهنگسازی استاد علی اکبر شکارچی، «گل آتش» با آهنگسازی و تنظیم فرشاد سیفی و «سفر امید» با تنظیم امین عباسیان اشاره کرد. رحمانپور را ميتوان نخستين كسي دانست كه شعر لري را كه محصور در فضاي عاشقانه و حماسي بود به عرصهي اجتماع و دغدغههاي روزمرهي مردم لر وارد ساخت.
**از دوستان عزيز خواهشمنديم براي حمايت از فرهنگ و موسيقي لرستان اين کاست را به صورت ارجينال خريداري نمايند.
مجيد احمدي هنرمند و خواننده نامي لرستاني درگذشت
مجيد احمدي هنرمند و خواننده نامي لرستاني درگذشت متاسفانه خبردار شديم مجيد احمدي خواننده و خالق آثاري چون «شؤ عيد» و «ايل شادي» دارفاني را وداع گفته است. مجيد احمدي چند سالي است در شمال كشور سكونت دارد.
به گزارش نشريه اينترنتي لور؛ مجيد احمدي در بين مردم لرستان به ويژه خرم آبادي ها محبوبيت خاصي را داشت و به «مجيد» معروف بود. نشريه اينترنتي لور اين ضايعه غم انگيز را به خانواده محترم آن مرحوم، جامعه هنري لرستان و عموم مردم هنر دوست لر تسليت مي گويد.
چرا مراسمی برای سالگرد درگذشت سقایی برگزار نشد؟
هفته پایانی تیرماه مصادف بود با نخستین سالروز درگذشت زنده یاد رضا سقایی، خواننده بی بدیل موسیقی لری خرم آبادی، اما هیچ یادبودی برای وی نه از سوی مسئولان و نه از جانب اهل هنر و فرهنگ و مردم خرم آباد برگزار نشد، بر مزار وی جز عده قلیلی از بستگانش و چند نفر از شهرهای کرمانشاه، کوهدشت و.. کسی نیامده بود؟سال گذشته در همین روزها (27 تیرماه 1389) رضا سقایی در گذشت، دوستانی که در تهران در مراسم تشییع بودند از جمعیت اندک و توجه ناچیزی که به این حادثه شده بود گلایه داشتند و آن را به حساب کم عنایتی لرستانی های مقیم پایتخت گذاشتند، اما در حالی که انتظار می رفت همه چیز در خرم آباد جبران شود و احتمالا حماسه ای در تشییع پیکره هنرمندی که بخش عظیمی از خاطرات و حافظه تاریخی و میراث فرهنگی لرستان را در خود متجلی ساخته بود رخ دهد استقبال خرم آبادی ها هم آن قدر ناچیز بود که یکی از مهمانان (استاد پرنیا) در سخنان خود گفت: یا این شهر خرم آباد نیست یا سقایی مال این شهر نیست:
ادامه مطلب در لـــــــــــور
رحمانپور؛ نغمهسرایی بیبدیل و سخنگوی قومی مهجور
شهناز خسروی/ سیمره: آنچه از
حنجرهی دردمند و توانای استاد ایرج رحمانپور، نغمهسرای بیبدیل دیارمان بیرون میآید، درد و اندوه، غم و شادی،گفتهها و ناگفتههای قومی است بلا کشیده و مهجور. صدای او که گاه رقص گندمزاران انبوه زادگاهش را میماند در سرپنجهی نسیم و گاه غرش رعد در کوهساران، دلنشین است و آسمانی
از حنجرهی زخمی زاگرس سخن زیاد رفته است.بیش از سه دهه است که زاگرسنشینان دل به مخمل صدایش سپردهاند، با مویههایش گریستهاند و با «سیت بیارم»ش ، اندوه از دل تنگ زدودهاند.لبهایش نوشدارویی بر زخمهای بی شمارشان بوده ،چون«پر سیمرغ بر خون سیاوش» و گرمای دستانش یادگاری «تژگاههای قدیم»،گرمابخش زمهریر زندگیشان. شناخت عمیق رحمانپور از موسیقی، شعر، ادبیات، زبان و فرهنگ بومی، دستیابی بیمانندش به چکامهها و نغمههای فراموش شده که حاصل ذوق سرشار و سالها مطالعه و همنشینی فروتنانه با طبقات مختلف اجتماع شهری و روستایی است، از او هنرمندی صاحب سبک و بیبدیل ساخته است
.نوای رحمانپور متعلق به همهی نسلهای لر است
شهرام شرفی:
نوای رحمانپور مختص به یک نسل خاص نیست. نسل حال و نسل ماقبل حال، ندای استاد را با خود زمزمه میکنند. او مقبولیتی فرانسلی داراست. نوا و ندای استاد، وصل کنندهی دیروز به امروز و فرداست. آهنگ رحمانپور بین نسلی است و بازتولید و بازپالایش و «بازاندیشی هویتی» را برای نسلها به ارمغان آوردهاست
آوای استاداستاد رحمانپور آوایی شورانگیز دارد. او در صدایش، فرهنگ و انسانشناسی فرهنگی را فریاد میزند. موسیقی استاد، فرهنگگرایانه خلق شدهاست. همهچیز در این حوزهی فرهنگی وجود دارد و همهی رفتارها جزیی از فرهنگ قلمداد میشوند. او در صدایش ما را به ساختارگرایی فرهنگی مردممنشانه راهنمایی میکند.او دغدغههای پدران و مادران سرزمین تاریخی ما را هوشمندانه و لطیفمآبانه بیان مینماید. رحمانپور، سوز فراتاریخی رنجها و انسانیتها و شادیها را برای ما شرحی تأثیرگذار و دلربا میدهد
.یاد و خاطره «سقایی» عندلیب لرستان در چهلمین روز درگذشتش گرامی داشته شد
لرسُو سیاپوش بی سی نالہنالت
این مراسم عصر امروز با حضور خانواده مرحوم سقایی، مردم و هنرمندان استان لرستان
و دیگر نقاط کشور، در قطعه هنرمندان آرامستان صالحین شهر خرمآباد برگزار شد. به گزارش نشریه اینترنتی لور، در این مراسم شاعران، هنرمندان و نویسندگان لرستانی به قرائت شعر، اجرای موسیقی و ذکر خاطراتی از اسطورهی موسیقی لرستان شادروان سقایی پرداختند.عکسها را در
نشریه لور ببینید.===========================================================
وه رضا بی/خوش تشنہ بی/سی همہ مردم سقا بی 
به مناسبت چهلمین روز درگذشت ستارهی خاموش نشدنی موسیقی لری شادروان سقایی، روز پنجشنبه 11/6/89 مراسمی از ساعت 15 الی 17 بر مزار آن مرحوم واقع در آرامستان صالحین شهر خرمآباد، قطعه هنرمندان برگزار میشود.
«سقایی» ماهی سیاه کوچولوی قصه لرستان
علی صارمیان / نشریه اینترنتی لور:
فوج تمدن رضاخان آمد و قطار و ارتش و اداره و مدرسه آورد. اما مردان خوب ما را به دار كشيد و بقيه را تحقير كرد
. ساختار طوايفي بهم خورد و شهرنشين شديم. ايل مرد و كوچ تعطيل شد. ما در خانههاي محقر پاسنگر و وخمي (وقفي) و دردلاكي (درب دلاكان) و در كناره گورستان خضر حبس شديم. فرزندان خوانين سركش، كراوات زدند و فارسي صحبت كردن را آموختند. اما عكسالعمل مردم مغلوب ما، سكوت بود. ما لال شده بوديم. توان فرياد نداشتيم. اگر به تمدن اعتراض ميكرديم، فحش ميخورديم. بعد از شكست از رضاخان ما به فكر رفتيم. اما خوابمان برد. ديگر هم نميتوانستيم بسنده به كوههاي اطراف خود باشيم. ما شهر سر جاده شمال به جنوب شده بوديم. اما انصافاً اخلاق دم گاراجي و زندگي سقطي و سر راهي در مراممان نبود.مسجد جامعی (وزیر ارشاد دولت خاتمی) درگذشت «سقایی» را تسلیت گفت
به گزارش ایلنا متن پیام تسلیت «احمد مسجدجامعی» بدین شرح است:
با كمال تاسف خبر درگذشت استاد رضا سقایی از هنرمندان پرتلاش كه سالهای متمادی برای صیانت از هنر این مرز و بوم و آوا و نوای لری كوشید واصل شد. برخی از قطعات ماندگار او در سالهای دفاع مقدس زمزمه بسیاری از رزمندگان غیور لر زبان بود. اینجانب درگذشت این هنرمند مردمی را به دوستدارانش، خصوصا هموطنان زاگرسنشین و همچنین خانواده داغدارش تسلیت میگویم.
آخرین اخبار مربوط به درگذشت رضا سقایی
آخرین مطالب مربوط به درگذشت شادوران رضا سقایی در نشریه لور
»» مراسم تشیع پیکر استاد سقايي؛ پنجشنبه مقابل تالار وحدت
»» بهرام سلاحورزی: بمیرم سیت «رضا سقایی»
»» احد چگینی: کدامین پیراهن«دِوارکُت»را برایت«دِه وَر» کنیم ؟
»» پیام مشترک جمعی از اهل قلم کُرد و مرکز مشترک لُر سلیمانیه بمناسبت درگذشت«رضا سقایی»
»»ایرج رحمانپور: صدای ماندگار لرستان به زندگی پیوست
»»پیامهای تسلیت استاد شکارچی و استاد منظمی
»» عباس میرهاشمی: دیگر کسی نیست تا برای «قدمخیر» «کولایی» از برگ پینه ببندد
«رضا سقایی» درگذشت
سفری رت وه سفر تا کئ بیایہ/ دلکہ پُر حسرتم ده غم درآیہ
رضا سقایی، استاد بی بدیل موسیقی لری درگذشت
به گزارش خبرنگار نشریه لور از بیمارستان ساسان تهران، استاد «رضا سقایی»، خوانندهی نامدار موسیقی لری خرمآبادی صبح امروز، یکشنبه 27 تیرماه، پس از مدتها تحمل رنج بیماری دارفانی را وداع گفت.
استاد رضا سقایی از سال 87 به دلیل سکته مغزی در بیمارستان های عشایر خرمآباد و رجائی کرج بستری شده بود، اخیرا به بیمارستان ساسان تهران منتقل شده بود.
رضا سقایی، نام بلندی است که بسیاری از مردم ایران و جهان نام لر و موسیقی لری را با صدای وی میشناسند. سقایی در طول زندگی پربار هنری خود آثار ماندگاری چون «تفنگ»، «موتورچی» « قدم خیر» و ... را به جامعه هنر و موسیقی مردم لر و ایران تقدیم کرد.
متاسفانه عمل لوزه وی در سال 57 وی را از دنیای خوانندگی دورتر کرد و علاقمندان موسیقی لری را از حنجره طلایی وی محروم نمود.
در سال 86 ، ترانه «دايه دايه» با تنظيم استاد مجتبي ميرزاده و با صداي شادروان سقايي جزء آثار فاخر و ماندگار يکصد سال اخير موسيقي ايران به ثبت رسيد.
به گفته فتح الله سقایی برادر آن زنده یاد مراسم تشییع وی روز سه شنبه از مقابل تالار وحدت برگزار می شود تا با انتقال به خرم آباد به خاک سپرده شود.
نشریه لور مراتب تسلیت خود را به خانواده آن مرحوم و جامعه فرهنگ و هنر لرستان و ایران اعلام میدارد.
اخبار تکمیلی را در نشریه لور بخوانید:
»» پیام های تسلیت استاد شکارچی و استاد منظمی به مناسبت درگذشت رضا سقایی
براي سنگها مينويسم
احد چگینی: براي سنگها مينويسم
هزاران سال است / كه تنهاييام را / براي سنگها مينويسم / در "سنگ نبشتهها" / و چشمهاي مردان قبیلهام را / در چشمههاي خودروي اين كوه مينوشم / در "گرداؤ بردینه !
هزاران سال است
كه تنهاييام را
براي سنگها مينويسم
در "سنگ نبشتهها"
و چشمهاي مردان قبیلهام را
در چشمههاي خودروي اين كوه مينوشم
در "گرداؤ بردینه"
چرا ؟
چرا فرياد شبانان اين كوه را هيچ پيغمبري به آسمان نميبرد؟
مگر مردان اين كوه چه كم از موسي و شعيب دارند؟
چرا "زاگرس" را "حرا" ننامم؟
وقتي كه "باباطاهر" به اوج آسمان عروج ميكند؟
برگرفته از وبلاگ
شعر لری .گفتگوی نشریه لور با ایرج رحمانپور
|
ایرج رحمانپور: |
لرها و برنو
ورود "تفنگ" به ادبیات مردم لر، مترادف است با گشوده شدن پای امنیه، قشون و ژاندارم به زندگی این مردم، و دگرگونیهایی در نظام اجتماعی زندگی لرها، که برای آنها بسیار گران تمام شد، حربهای که با هر شلیکش، قوم را به سوگ مینشاند چرا که این وسیله یا میکشت یا کشته میآورد... اما از طرف ديگر این قاتل کوچک در زندگی لرها به ابزاری برای خلق حماسهتبدیل شد. و بدین ترتیب "تفنگ" بسامد قابل توجهی در ادبیات و فرهنگ لرها پیدا نمود. (نقوش سنگ روی قبرها، جشنعروسی، مراسم عزا و چمر و .....)
«آلمانی»، «سهتیر»،«پنجتیر» و .... سلاحهایی هستند که در زندگی و بدنبال آن در فرهنگ و ادبیات لرها وارد شدهاند، اما بیشک سلطان بلامنازع همهی اینها، سلاحی محبوب به نام «برنو» بود، سلاحی که از ابتدای ورودش به دلایلی مونس این مردم و کوهستانهای دیارشان شد، و «برنو» تا به امروز یادآور حماسههای فراوانی در زندگی لرها بوده است که نقطهی اوج این حماسهها، دفاع دربرابر استبداد رضاخانی و ایستادگی در برابر رشادتهای بینظیر لرها و دیگر عشایر غرب کشور در 8 سال دفاع از کیان ایران اسلامی، در برابر متجاوزین بعثی بود. اما اینکه «برنو» کی و از کجا وارد ایران و زندگی عشایر لر شد را در ادامهی مطلب میآوریم:

برای مشاهدهی چند عکس و خواندن متن کامل ادامه مطلب را کلیک کنید:
همهي سازها بشکند! صداها در گلوخفه شود! اگر رضا نباشد!
لــــــــــــــــور: براي اسطورهي موسيقي لري استاد «رضا سقايي»
همهي سازها بشکند! صداها در گلوخفه شود! اگر رضا نباشد!
حسين حسنزاده رهدار: کمتر کسي است که موسيقي لُرستان را بي استاد رضا سقايي نشناسد. کسي که با صداي مخملين خود جاني به کالبد موسيقي لُرستان بخشيد و توانست با صداي زيبايش موسيقي لُري را از مرزهای لُرستان به فراسوي جغرافياي سرزميناش به گوش ديگران هم برساند. کسي که دايهدايه را سرود ملی لُر کرد و به موسيقي لُرستان آموخت كه تنها گوشهي «رضاخواني» را کم دارد.
نگاهی به تاريخچه ي ترانه «دايه دايه»
مهدی ویس کرمی: ترانه تا ابد جاويد دايه دايه حماسه اي نه فقط قبيله اي و قومي بلكه حماسه اي ايراني است كه از خليج هميشه فارس تا خزر كمتر ايراني ي وجود دارد كه با اين ترانه آشنا نباشد. پر واضح است كه بخشي از آشنايي ايرانيان به دوران جنگ تحميلي و رشادتهاي لران در اين جنگ مربوط مي گردد. البته اين ترانه، ترانه اي بس كهنتر است و تاريخچه ي آن به سال 1295 خورشيدي باز مي گردد.
مردمان لر در طول تاريخ در برابر هجوم بيگانگان به مرزهاي سرزمينشان همواره در ايستادگي و پايمردي زبانزد بوده اند، چه دلاوريهاي آريوبرزن در برابر اسكندر و يونانيان ، و يا ايستادگي ديگران در برابر تازيان، مغولان، تيموريان، افاغنه و .....
در سالهاي 1295 تا 1297 خورشيدي آنگاه كه ايران به اشغال متفقين در مي آيد، روسها كه متحدان انگلستان در اين نبرد بودند بخشهاي وسيعي از باختر ايران تا خرم آباد و بروجرد و پشتكوه را به اشغال در مي آورند. در خبر است در آن سالها يكي از افسران روسي درشهر بروجرد قصد حتك حرمت يك زن لر را دارد كه جمعي از مردان لر و ديگر رهگذران به دفاع در برابر افسران روسي برمي خيزند و مانع بردن اين زن مي شوند.


شؤ گریتم شل و شکت / ده محال خوم غریوم ... سرمه یخ کرده تژگا / ورئ تا تژگام بلیز با / وا باد دامون بازی ... دردیام سخت و سنگینن / آز رته نئ ده پایام .... ده بُن انویا مردم نشسه روسمئ دل تنگ / ورئ تا رخش دربیایه ده کمین نابراری