درنگی بر تحمیدیه های شاعران لر
نگاهي كوتاه بر دیوان شاعران بزرگ ایران زمین بیانگر این امر که هر شاعری در آغاز دیوان خود به زبانی به حمد و ثنای پروردگار پرداخته است. حاصل این راز و نیازها معمولا اشعار و ابياتي نغز و دلکش است که عموماً در افواه عوام نیز رایج گشته است.
در ادبیات فارسی از این راز و نیازها تحت عنوان «تحمیدیه» یاد شده است. نمونه ی بي بديل این ابیات را در آغاز شاهنامه ی حکیم فردوسی می بینیم.
به نام خداوند جان و خرد کزین برتر اندیشه برنگذرد
خداوند کیهان و گردان سپهر خداوند ماه و ناهید و مهر...
برخی دیگر از بزرگان ادب فارسی به زبان و روش دیگری به حمد معبود و معشوق خود پرداخته اند. ابیات شکوهمند آغاز مثنوی مولانا از این دست است:
بشنو از نی چون حکایت می کند وز جدایی ها شکایت می کند
کز نیستان تا مرا ببریده اند در نفیرم مرد و زن نالیده اند
|
،، ویژگی منحصر به فرد میر نوروز در بین شاعران لر کلام روشن و بی پرده ی اوست. ،، |
اما برخی دیگر از این ابیات کاملاً رنگ و بویی غریب دارند و در ادب فارسی به ساقینامه نیز اشتهار یافته اند. نمونه ی بی همتای این ساقی نامه ها در دیوان حافظ به چشم می خورد:
الا یا ایها الساقی ادر کأساً و ناولها که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها
بمی سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید که سالک بی خبر نبود ز راه و رسم منزلها
در دیوان شاعران لُر نیز مدح و ثنای خداوند، پیامبر اکرم (ص) و حضرت علی (ع) فراوان به چشم می خورد. در این مقال می کوشیم تا نمونه هایی از راز و نیازهای عارفانه ی شاعران لُر را بیاوریم.
ملاپريشان (لکی- نيمه دوم قرن هشتم): ساقی نامه ایی که ذکر آن رفت به باشکوه ترین شکل در شعر عرفانی ملاپریشان به زبان لکی دیده می شود:
ساقی باورو جامئ پئ مستی سودم مستين زيان ژَه هستی
جامئ کض مغزم باورئ وَه جوش دنيا و مافيها بکم فراموش
مقاله ی کامل را در نشریه لور بخوانید.
همچنین گفتگوی ایرج رحمانپور با ایسنا لرستان

شؤ گریتم شل و شکت / ده محال خوم غریوم ... سرمه یخ کرده تژگا / ورئ تا تژگام بلیز با / وا باد دامون بازی ... دردیام سخت و سنگینن / آز رته نئ ده پایام .... ده بُن انویا مردم نشسه روسمئ دل تنگ / ورئ تا رخش دربیایه ده کمین نابراری