تقدیم به جناب آقای احد چگنی و تمام چگنی های دور از لرستان
کوه یافته

ما این جا شاهد هستیم که همه روزه «کشکان» [1] در نای تمام ناله هایش -حتی در قحط سال امسال- با پنهان شدن خورشید در پس «کُر به ایی» [2] و «یافته» [3] فرزندان غربیش را «می لاؤاند» [4] ؛ و دست به پیشانی نظاره گر دور دستهاست.
ما اینجا می بینیم که «یافته» این عروس قشنگ و سنگین، هر روز از غم غربت فرزندانش از دل و جان «هوره» [5] می خواند. بارها شنیده ایم پژواک صدای چوپانانی را که در تنگ «گلیج» [6] این گونه بانگ «علیسونه» [7] سر داده :
نمئ ری دو خاطرم نه همه وختئ رَتی ؤ نِیای دِه کُنج دلم یه داغ سختئ [8]
چـئ کـنم چـئ نـکنم جام تَنگلاته دوســـه کَم دو پَــر شــؤ سـیم اَنـگلاته [9]
هر روز صدای برادران «ستره» پوشَت را می شنوم که با ناله های سوزناک «کمانچه» به «اسبئ کو» این مادر سپیدموی من و تو گله می کنند که چرا «هرور» [10] اندکی سر خم نمی کند تا آن مسافر غریب برای دیدار یار از ستیغ قله اش بگذرد و به سراب دوره بیاید:
ائ هرورئ سر بچمو بگوآرم یه دوس نازک دلئ ده دوره دارم [11]
اینجا گاهی وقت ها اسبئ کو هم از فرط دلتنگی شما، با ساکنانش قهر می کند:
ای هرور تا او هرور تا تنگ مرو اسبئ کو اؤرئ گِرت چی زن قهرو [12]
بارها تمام سنگ های «پاپیل» [13] کشکان و «طاق پیل» [14] اشکسه را دیده ام که تسبیح در مشت برای بازگشت مسافرشان «چـِل سرو» [15] می گیرند:
تو دیر مه دیر وه دیریت قسم آگر دیری کتیسه جَسَه ام [16]
هر بهاران بارها لاله های سر به زیر و شقایق های دلسوخته ی سرزمین تان را دیده ام که مویه کنان چشم به «مله شبانان» دوخته اند، من ناله های «رفتخان» ، «نایه کش» و «چنگایی» [18] و ... را شنیده ام که قبل از پیوستن به «گِلال» [17] و «کشکان» سراغ فرزندان غریبستانی شان را می گیرند.
هنوز شوق زنان «گلونی» [19] پوش دیارمان را می بینم که پس از تولد نوزادان شان بی صبرانه آنها را روی دست گرفته و برای آگاهی از چند و چون بازگشت مسافر غریب شان فال «تری تری تـِرالی» [20] می گیرند.
هنوز برادران شیرت را می بینم که هر روز پتک به دوش به پیشواز آفتاب می روند و نان شان را از دل سنگ های «اسبئ کو» در می آورند تا «یافته» شرمسار همت و حمیت شان باشد، آری صدای تیشه های فرهاد گونه شان هنوز پس از قرن ها چشم انتظار وصال شیرینی غریب است.
هنوز هم مادران مان با گلونی های رنگارنگ شان برنو بر دوش پسران می اندازند و آواز سید بیارم [21] سر می دهند و برای مان اسب خیال زین می کنند و به تماشای قیقاچ آنها می نشینند:
سید بیارم سید بیارم جفتئ دسمال حریر اسب خیال زین کنم سیت حا بؤری راه دیر [22]
تا چشم به راه امروز و فردا نباشیم و این راه دور را لااقل در قلب هایمان برش دهیم
امشؤ چارده شؤه برف و بارو یـه مجؤ نشسئمه دس وه زونی چش وه رَه امرو ؤ صؤ [23]
و قزوین به خرم آباد را با ساقه ها ی درختان انار و چنار ، پل بزنیم تا برادرهایمان از روی آن بگذرند و به دیدار سرزمین اجدادی شان بیایند:
پیلئ بستم، پیلئ بستم چو چنار شلت انار برارم زیه وه سرش سرکرده سئصد سوار [24]
همیشه به یادتان بوده و خواهیم بود و برای تان از «مله شبانان» تا «سراب دوره» و «ویسیان» و «تنگ تیر» [25] را با شقایق های سرخ فام آذین بسته ایم.
یا علی مدد
مهدی ویس کرمی
13/5/87
لرستان - خرم آباد
پانوشت ها :
[1] : نام رودخانه ای در بخش چگنی، که یکی از سرشاخه های اصلی رود کرخه است
[2] و [3] : نام دو قله ی شکوهمند سفیدکوه یا اسبئ کو لرستان
[4] : با گریه و مویه عزیزی را یاد کردن
[5] : از غمسرودهای رایج در غرب ایران
[6] : تنگه ای در سفیدکوه، محل سقوط هواپیمای توپولف در بهمن 80
[7] : علیدوستی، نام ردیفی ازموسیقی آوازی لری
[8] : معنی بیت: هیچگاه از خاطرم نمیروی چرا که با رفتنت داغ سنگینی بر کنج دلم گذاشته ای.
[9] : معنی بیت: خدایا در این تنگنا چه کنم چرا که یار دیرینم منتظر و چشم به راه من است.
[10] : نام تنگه ای دیگر در سفیدکوه
[11] معنی بیت : ای «هـِرور» سرت را خم کن تا برای دیدار یارم در «دوره» از تو عبور کنم.
[12] معنی بیت: از تنگه ی هرور تا تنگه ی «مرو»، تمام سفیدکوه را مانند زنی که قهر کرده باشد، ابر فرا گرفته است.
[13] و [14] : نام دو پل باشکوه مربوط به زمان ساسانیان، اولی در منطقه ی چگنی و دومی در شهر خرم آباد
[15] : نوعی فال رایج در لرستان
[16] :معنی بیت: تو دور و من از تو دورتر، به دوریت سوگند که آتش در تنم انداخته ای
[17] :رودخانه ی خرم آباد که در منطقه ی ویسیان به کشکان می پیوندد
[18] : نام سه سراب در منطقه ی چگنی
[19] : سربندی ابریشمین که زنان لر به سر می بندند
[20] : نام فالی مخصوص در لرستان که به وسیله ی نوزادن انجام می شود بدین ترتیب که نوزاد را روی دست می گیرند و این اشعار را خطاب به نوزاد می خوانند: تَری تَری ترالی / بچه امسال و پاری / خَوَر دِه حونه خدا داری / ار فلونی امرو میا / پا راسِت ورداری.. بدین معنا که : تو نوزادی هستی که تازه از آن دنیا آمده ای و از خانه ی خدا اطلاع داری اگر فلانی (نام مسافر) امروز می آید پای راستت را از زمین بلند کن..
[21] : از ابیات شادیانه که اکثراً زنان لر در عروسی ها می خوانند.
[22] معنی بیت: دو دستمال حریر برای رقصیدنت می آورم و برایت اسب خیال زین می کنم چرا که راه دوری را در پیش داری
[23] معنی بیت : امشب چهاردهمین شبی است که بی امان برف و باران می بارد، و ما دست به زانو چشم به راه امروز و فردا هستیم
[24] : با چوب درختان انار و چنار پلی ساخته ام، برادرم سردار سیصد سوار تا از رویش بگذرد.
[25] : مله شبانان گردنه ای در بخش چگنی در کنار جاده ی خرم آباد به کوهدشت / ویسیان: محل سکونت دو طایفه ی ویسکرم و شه کرم چگنی / تنگ تیر نام تنگه ای مشرف به رود کشکان در جاده ی خرم آباد به اندیمشک
توضیح: قطعاً ترجمه ی فارسی ابیات لری به اندازه ی متن لری آنها رسا نیست، لکن برای فهم دیگر هموطنان مجبور به ترجمه ی آنها بودیم