علی صارمیان / لور؛
 محرم است به خرم‌آباد برویم رفیق!

 

من ذوق کرده‌ام برای خَرره... برای اینکه با هم گل را در حوض درست کنیم. خاک را الک کنیم و با گلاب قاطی کنیم. من دلم تنگ است. این انکرالاصوات‌ها که برای حسین(ع) می‌خوانند دلم را غبار می‌گیرد. این قلمبه‌ها که سین ..سین می‌کنند. من دلم برای صدای گرفته سیدشجاع تنگ شده. برای حاج‌حبیب. برای جهان که گویی قناری غمگینی در دلش مرده.