گرین
شعر از سیروس ستاروند:
آی گرین [1]
مرا می شناسی
من فرزند بی نشان گورهای سینه ات هستم
که سالیان سال استنشاق نکرده اند
«هناسه» ی [2] فاتحه ای را
و نداشتند همدمی جز بلوط
و کبک های عبوس سینه ات
آی گرین
از پدرانم به تو گله دارم
در ناآشنا سرزمینی رهایم کرده اند
و من در سراشیبی فراموشی سنت ها به دیدار تو می آیم
دلتنگ دلتنگ
آی گرین
اینجا که من هستم
از بوی نان «تاؤه ای»[3] نشانی نیست
زنان لمه پوش امروز «گلونی» [4]
نشان غرور دختران قبیله ی ما را
بر تن مترسک ها کرده اند
و مردهاشان «شال و ستره»[5] را به بدرقه ی گورهای بی نشان فرستاده اند
تا در رؤیاهای شان
آمیزه ای از بوی قهوه ی قجری
و موسیقی ملایم غروب باشند
آی گرین، آی گرین
از پدرانم به تو گِله دارم
آی دختر چوپان پس گله ات کو؟
چه کسی هی هی ات را در شیار صخره های بی احساس پنهان کرده است
و «شانه شکی»[6] گلونی ات را در عروسی باد به «خون بس» خاطره هایت داده است
بیا تا برویم
تا گرین فاصله ای نیست
تا تو گله های بی شمار سوسن و یاسمن و نسرین را می شماری
و من گیس های بلند و سیاهت را می بافم
به آن وسعت بی انتها رسیده ایم
به کوه چهل امامت سوگند
من هنوز دختران چوپان قبیله ام را
کهنه به دوش در شب های مهتابی و چشمه های خنک و زلال
زیارت نکرده ام
و هنوز چشم هایم بدرقه گر سوسوی چراغک های سیاه چادری نبوده اند
از پدرانم به تو گله دارم
اینجا که من هستم هیچ صدایی نیست، هیچ صدایی
الا مویه ی شیدایی دل سوخته
که به فریاد تو را می خواند:
«کُرک بو بچیم گرین دلگیره / وَه دَس تنیایی گیونئ اسیره»[7]
از پدرانم به تو گله دارم
شعر از آقای سیروس ستاروند
(انتشار یافته در نشریه لور به مناسبت (روز جهانی زبان مادری) برای شنیدن شعر با صدای شاعر اینجا کلیک کنید:
Http://loor.ir/files/dang/mother-tungue-2008-lurian-poems/garin.wma
پا نوشت
[1]:گرین = نام کوهی در شهرستان سلسله (الشتر)
[2]:هناسه = نفس
[3] تاؤه = ساج، نان تاؤه ای نان محلی لرستان که بر گرده ی ساجش می پزند
[4] گلوَنی = سربندی ابریشمین و رنگارنگ که زنان لُر به گونه ای شکوهمند، بر سر می بندند
[5] شال و ستره = لباس محلی مردان لرستان، بیشتر هنگام رزم به تن می شده است
[6]شانه شکی = از رقص های محلی لرستان
[7] معنی بیت لکی: هان ای پسر بیا تا برویم «گرین» دلگیر است و جانش اسیر تنهایی شده است

شؤ گریتم شل و شکت / ده محال خوم غریوم ... سرمه یخ کرده تژگا / ورئ تا تژگام بلیز با / وا باد دامون بازی ... دردیام سخت و سنگینن / آز رته نئ ده پایام .... ده بُن انویا مردم نشسه روسمئ دل تنگ / ورئ تا رخش دربیایه ده کمین نابراری