همه ی لرستان را می بوسم
راستش از دوستانی که مجله اینترنتی لک را منتشر می کنند، مطلبی دیدم که بسیار ناراحت شدم. دوستی عنوان کرده بودند که لرها و لک ها اینقدر از هم متمایزاند که کردها از ترکها !!
البته این مطلب رو به حساب همه ی هم استانیهای لک زبانمان نمی گذاریم زیرا همان طور که برای آن دوستمان کامنت گذاشتم بسیاری از دوستان صمیمی بنده لک زبان هستند و فرهنگ و ادبیات لکی جزئی لاینفک از تاریخ، ادبیات و موسیقی لرستان است. حتی در طول یکصد سال اخیر تلاشهایی هم که برای کوچاندن برخی از طوایف لرستان صورت گرفته است نتیجه نداده است و حتی زور هم نتوانسته است مردمی را از وطن و هویتشان براند. حالا من در عجبم که چرا این دوستمان اینگونه ساز جدایی و اختلاف بین لرها و لکها را می نوازد. این اظهار نظر دوستمان حتی باعث شگفتی دیگر هموطنانمان هم شده است!!
گذشته از این مسائل اگر لکها را هم قومی جدا به حساب بیاوریم باز بحمد الله تاریخ و فرهنگ لرستان به قدری غنی است که از حقانیت خود دفاع کند. لرستان پیشینه ای چند ده هزار ساله پشت سر دارد و در این میان نه لرها قصد مصادره ی لکها به سود خودشان را دارند و نه این کار برایشان سودی دارد که در پی آن باشند.
اینها همه به کنار والله من یکی خیلی دوست دارم باباطاهر الشتری باشه!!
فاتح شدم
خود را به ثبت رساندم
و هستی ام به یک شماره ثبت شد:
18 صادره از خرم آباد.
راستی امروز تولدمه،8 شهریور تقویم رو نگاه کنید کودک خوش یمنی نبودم.
من که این روزها حالم خیلی گرفته و اصلا از 8 و18 و حتی خودم خوشم نمیاد.
بی خیال... ما چیکاره ایم. به قول خیام:
گر آمدنم به خود بدی کی آمدمی ور نیز شدن به من بدی کی شدمی
به زان نبدی که اندر این دیر خراب نه آمدمی نه شدمی نه بدمی
عکس روز :این گل رو که اتفاقاً بهار امسال تو الشتر(سراب کهمان) گرفتم تقدیم می کنم به همه ی ساکنان دیار به یاد ماندنی لرستان اعم از لک و لر

شؤ گریتم شل و شکت / ده محال خوم غریوم ... سرمه یخ کرده تژگا / ورئ تا تژگام بلیز با / وا باد دامون بازی ... دردیام سخت و سنگینن / آز رته نئ ده پایام .... ده بُن انویا مردم نشسه روسمئ دل تنگ / ورئ تا رخش دربیایه ده کمین نابراری