برای گونگادین
مدتی است که مشغول تحقیق درباره علی میردریکوندی مشهور به گونگادین هستم، متاسفانه به هر دری که می زنم منبع مکتوب و قابل توجهی به دست نمی آوردم، (به جز چند کتاب آن هم به همت دوستانم) از متولیان فرهنگ دیارمان هم تقریبا مأیوس شده ام، گویا مظلومیت علی میردریکوند (گونگادین) پس از مرگش نیز، همچنان ادامه دارد.
به ناچار به پرس و جو در بین ریش سفیدان این طایفه (میردریکوند) در دهستان کرگاه افتاده ام که همچنان ادامه دارد، اما گویا بیشتر زمان زندگی علی میردریکوند در قسمتهایی از اندیمشک و پلدختر که در گذشته منزلگاه گرمسیری طایفه میر بوده است، اتفاق افتاده است. بخش بزرگی از این طایفه بزرگ سالیان سال است که در آن منطقه مقیم شده اند برای پرس و جوی بیشتر صلاح را در آن دیدم که چند روزی به آن منطقه هم سر بزنم.
به برکت عید فطر (انشاء الله بر همه مبارک باشد) چند روز تعطیلات نصیبمان شده است، همین الان به ذهنم رسید که حال بهترین موقعیت برای مسافرت به آن سامان است، پس به امید خدا، فردا عازم منطقه خواهم شد.
از همه عزیزان صمیمانه خواهشمندم در صورتی که اطلاعات مکتوب ( اعم از کتاب، مقاله و ...) و یا منقولی (معمرین و دیگر افراد مطلع)از این ماجرا دارند بنده را در جریان بگذارند تا شاید همه با هم گام بسیار کوچکی برای فرهنگ دیارمان برداریم. به خدا قسم اگر علی میردریکوند اهل یکی از آن استانهای سوگلی بود الان به مراتب معروف تر از این بود و تیراژ کتابش دهها هزار بود. ولی افسوس و صد افسوس ....البته خود ما نیز تا حدودی مقصریم.
دوستان برای آشنایی بیشتر با این ماجرا روی این پیوند ( نشریه لور ) کلیک کنید.
عکس روز : آبشار افرینه (پلدختر)

شؤ گریتم شل و شکت / ده محال خوم غریوم ... سرمه یخ کرده تژگا / ورئ تا تژگام بلیز با / وا باد دامون بازی ... دردیام سخت و سنگینن / آز رته نئ ده پایام .... ده بُن انویا مردم نشسه روسمئ دل تنگ / ورئ تا رخش دربیایه ده کمین نابراری