آیین پُرسpors
در زبان لری(در لکی پِرسpers ) به معنای سوگواری و عزاداری در ماتم از دست رفتن عزیزان است. از این آئین تحت عنوان چَمَر نیز یاد می شود، این آئین در بین طوایف و شهرهای لرستان با اندک اختلافاتی به یک شکل برگزار می گردد.
آئین پُرس همراه با آداب، رسوم و بینشهای کهنی که از روزگاران بسیار دور به جای مانده است برگزار می گردد. و شامل مراسماتی است که از هنگام مرگ افراد آغاز شده و تا مدتها (بسته به آداب و رسوم مناطق و طوایف) ادامه می یابد. آئین پُرس نیز با گذشت زمان بویژه در شهرها تغییراتی را متحمل شده است اما این آئین هنوز با شکل اصیل خود در روستاها و ایلات و عشایر برگزار می شود.
در آئین پُرس نیز چون دیگر آئین ها و مراسمات لرستان موسیقی حضوری پررنگ دارد. خبر مرگ فرد با سوز سرنا (مقام سحری) به دیگران اعلام می گردد. و برای اعلام به مناطق دوردست افرادی روانه می شوند و به اصطلاح دیگران را «دَنگdann»می کنند. آنگاه زنان مویه کنان اشعار و ابیات کهنی را که حاوی بار موسیقیائی و احساسی شگرفی است را زمزمه می کنند. از این ابیات عموماً تحت عنوان(موهَ mua) تعبیر می گردد. بار دیگر در تشیع میت نوای سوزناک سرنا، (چَمَریونَه) می نوازد.
در بین عشایر سلاح و لباس فرد بر روی اسب وی گذاشته می شود و اسب متوفی به اصطلاح «کُتَل» می شود و پیشاپیش جمعیت به حرکت در می آید و اسب تا مدتها سیاه پوش می ماند.
و یکی دیگر از رسوم کهن در آئین پُرس رسمی است که نزدیکان متوفی به سر و شانه ی خود «خَرّه=گِل» می مالند این آئین در روز عاشورا به باشکوه ترین نحو خود در خرم آباد و بخشهای اطراف دیده می شود.
پس از تدوین بنا به رسوم شهرها و طوایف مختلف مراسم تا مدتی در منزل متوفی ادامه می یابد. در بعضی نقاط مراسم تا شب هفتم و چهلم ادامه می یابد؛ که گاه باعث تحمیل هزینه هائی به افراد صاحب عزا می شود، البته در برخی از طوایف،مانند طایفه ی چگنی پس از انجام مراسم تدفین افراد برای صرف ناهار به منزل خود می روند و کسی برای ناهار در منزل متوفی نمی ماند.
اما یکی دیگر از رسمهای پسندیده در پُرس،آئین «پُرسونَه» است طی این آئین شرکت کنندگان در مصیبت در حد شأن و وُسعشان کمکی نقدی و یا غیرنقدی برای برگزاری مراسم انجام می دهند.
********************
الوعده وفا، وعده کرده بودم که هر هفته نمونه ای از ابیات کهن لری و لکی بیاورم؛ برای مناسبت با موضوع این هفته نمونه ای از ابیاتی که در سرموَه Sarmua خوانده می شود را می آورم.
فال هفته:
شَل و شَکَت آزئ ئتی غَم دِه بارِم / ائ نسارئ سَر بَچَمو بَگوآرم
ائ خاکئ نه مَنه تآو نه مَنه طاقت / لَش کورپه ام دِم بَسو تو وِه امونت
لایَه لایَه رولَه لایَه / لالایی سیت مئ کِنم تا مآه دِرآیَه
ترجمه:
زخمی و خسته، سوگوار و عزادارم / ای کوه برف گرفته سرت را خم کن تا عبور کنم
ای خاک نه تاب دارم نه طاقت / پیکر جگر گوشه ام را تو از من به امانت بگیر
لای لای عزیزم لای / برایت لالای می خوانم تا ماه طلوع کند.
شؤ گریتم شل و شکت / ده محال خوم غریوم ... سرمه یخ کرده تژگا / ورئ تا تژگام بلیز با / وا باد دامون بازی ... دردیام سخت و سنگینن / آز رته نئ ده پایام .... ده بُن انویا مردم نشسه روسمئ دل تنگ / ورئ تا رخش دربیایه ده کمین نابراری