پاسخ کامنت آقای گودرزیان
متن زیر پاسخ بنده به کامنت جناب گودرزیان است که روی پست پایین نوشته بودند درباره سنت به گل افتادن مردم خرم آباد. از همه دوستان فرهیخته ی خرم آبادی و لرستانی می خواهم که با رعایت اصل احترام به رأی دیگران پاسخ این دوستمان را یا در همینجا و یا در وبلاگ خودشان مرقوم فرمایند
جناب گودرزیان سلام
در عجبم که چگونه سنتی که قریب به ۸۰۰ سال از آن می گذرد را رفتار خواندید و اینگونه بی پروا و بدون آگاهی آنرا زشت قلمداد کردید؛ کاش معنای رفتار را در روانشناسی که از آن دم زده اید را مطالعه فرمایید البته این را نیز باید بگویم که باید از نزدیک بود و دید، که به قول یکی از دوستانمان دریچه هیچ دوربینی را یارای انتقال این شور و حال نیست. شور و حالی که افرادی را از هزاران کیلومترآن طرفتر به سرزمین مادری شان می کشاند تا به قول شما این رفتار .... را انجام دهند.
ای کاش شمایی که کباده ی روشنفکری می کشید و همه را به باد انتقاد می گیرید کمی در باره این سنت دیرین اطلاع کسب می نمودید و آنگاه اینگونه بر آن می تاختید و ای کاش نظر چند نفر از این افرادی که این سنت را انجام می دهند را جویا می شدید و هزار هزار ای کاش دیگر......
مرجع عالیقدر شیعه حضرت آیت اله بروجردی گل روی لباس و بدن این افراد را طوطیای چشم خود می خواندند و حال شما........
افسوس که ما هنگامی که می خواهیم بر طبل روشنفکری بکوبیم به انکار سنتها وارزشهایمان می پردازیم یا به عبارتی تیشه به ریشه ی خودمان می زنیم، استادی خاطره ای از یکی از اساتید دانشگاه های امریکا نقل می کرد که آن استاد اصرار می کرده است که همه ی سنتهای ما نیک اند آنگاه که دلیلش را از وی جویا شدند گفت چون سالهای سال است که ما را نگه داشته اند اگر آن ها را رها کنیم دچار بی هویتی می شویم؛
حال من نیز می گویم که اگر به زعم شما این سنت دیرینه ی ما زشت است در این خیال خام خود بمانید چون حتی اگر صدها و هزاران تن دیگر چون شما در بوق و کرنا کنند که چنین است و چنان..... کوچکترین خللی در ارادت این مردم به خاندان علی (ع) وارد نمی شود شاید لری بفهمید .... البته اگر نوشتن ما به زبان ماردی مان را هم زشت نپندارید .... در معنا و مفهوم این ضربب المثل لری دقت کنید: « اَسیاو کار خوشه مئ که، چق چقه هم دم خوشه مئ یاره وه تنگ»
یاد داستان موسی و شبان حضرت مولانا افتادم البته نه شما موسی اید و نه ما آن شبان پاک دل
هر کسی را سیرتی بنهاده ایم / هر کسی را اصطلاحی داده ایم
ما زبان را ننگریم و قال را / ما درون را بنگریم و حال را
باری پاسخ شما همان بیت مولانا است که خودتان نوشته اید
در نیابد حال پخته هیچ خام / پس سخن کوتاه باید کرد والسلام ...................
شؤ گریتم شل و شکت / ده محال خوم غریوم ... سرمه یخ کرده تژگا / ورئ تا تژگام بلیز با / وا باد دامون بازی ... دردیام سخت و سنگینن / آز رته نئ ده پایام .... ده بُن انویا مردم نشسه روسمئ دل تنگ / ورئ تا رخش دربیایه ده کمین نابراری